خبرنگاری که هیچگاه باز نگشت...؟!
آیا خبرنگاران و عکاسان ایرانی کاظم اخوان را فراموش کرده اند؟!
كاظم اخوان در سال ۱۳۳۸در خانواده ای مذهبی در یکی از محلات قدیمی اطراف حرم در مشهد مقدس متولد شد . به دلیل تقارن با میلاد امام کاظم (ع) نام کاظم را برای او برگزیدند، پدرش از خاد مان بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) بود و بعد از سالها انتظار همچون پیر کنعان در فراق یوسف گمگشته خود چشم به راه بود اما تقدیر براین بود که پس از۱۲ سال رنج ومحنت بی خبری از فرزند نقاب در خاک کشد و با اندوه و حسرت دیدار جوان در دل خاک سرد جای گیرد.مادرش صدیقه حائری زاده معلم بود.کاظم تحصیلات ابتدائی و متوسطه را با اخذ دو دیپلم طبیعی و ریاضی در زادگاه خود به پایان رسانیداو در طی دوران تحصیل به ورزش نیز اهتمام داشت لذا در مسابقات کشتی آموزشگاه های استان صاحب عنوان شد . علاوه بر تحصیل و ورزش هر گاه فرصتی می یافت در کنار پدر ش در خدمت به زائرا ن امام هشتم میکوشید خاندان اخوان این افتخار را داشتد که نسل اندر نسل از خادمان حرم امام رضا باشند.
با آغاز حرکت شکوهمند انقلاب اسلامی به صف انقلابیون پیوست ود ر کلیه راهپیمائی ها حضور فعال داشت و ی پس از پیروزی انقلاب همچنان شور و نشاط انقلابی خود را حفظ کرد و در سنگرهای مختلف به خدمت پرداخت. سال 59گلچین دستچین روزگار مادرش را با خود برد و روح وجانش را عمیقاْ متأثر ساخت.

با آغاز جنگ تحمیلی آرام وقرار نداشت لذا سریع خود را از مشهد به اهواز رسانید و به ستاد جنگهای نامنظم پیوست و با حضور در این گروه که نقش بسیار ارزنده ای در دفاع از میهن اسلا می داشت در کنار شهید چمران در بیش از ۷۰ عملیات و نبرد خطر ناک با دوربين عكاسي و فيلمبرداري در گرماگرم نبرد حضور مي يابد. او در بیشتر ماء موریتهای جنگی در کنار دکتر چمران بود و ارتباط بسیار صمیمی با او داشت و شدیدا" مورد توجه اش قرار گرفت .
در نبرد همیشه پیشتاز بود علاوه بر اسلحه وسائل دوربین عکاسی و فیلم برداری را نیز با خود حمل می کرد ،در هریک از خطوط ، هنگامی که ارتباط قطع میشد او بود که بدلیل شهامت و ورزیدگی به سرعت ارتباط را برقرار میکرد در سخت ترین شرایط جنگی حتی در شرایطی که انتظار شکست میرفت او بود که با قاطعیت و اطمینان دیگران را دلداری می داد ، آرامش و متانت او در کارها اطمینان خاطر ایجاد میکرد ،در هر فضائی قرار میگرفت شادی را بر آن فضا حاکم میکرد ،حتی در اولین برخورد فکر میکردی که گوئی سالهاست او را میشناسی و می توانی به او تکیه کنی و مشتاق دیدار دوباره او بودی.
او يك رزمنده بسيجي هنرمند است كه هنر عكاسي در وي با جنگ متولد مي شود و با تشويق و تحسين شهيد چمران و عشق وا يمان به ثبت لحظات ناب ايثار رشد مي كند و تبلور مي يابد و تبديل به يكي از پديده هاي عكاسي جنگ مي شود.

دفاع مقدس مجموعه اي از تفكر، انديشه، عمل، استعدادها و مسؤوليت هاست كه هركس بنا بر اين نقش بعدي از آن را پذيرا شده است و برخي در اين پهنه گسترده مسؤوليتي مضاعف دارند. يك عكس و ثبت آن در اذهان گوياتر از صدها كلام و چندين مجلد است اخوان آنچنان در عمق زواياي حركتي جنگ حضور داشت، كه براي ثبت حادثه اي كه كمتر يك لحظه و شايد تنها براي يك بار در طول تاريخ اتفاق مي افتد. از هنرش بهره جسته است بديهي است حضور در عرصه هاي نبرد نياز به جسارت و تيزهوشي مهارت و علاقه دارد. وي در طول يكسال و نيم زندگي مداوم در جبهه ها موفق شد صحنه هايي بديع و استثنايي را به تصوير بكشد تا به بيننده اي در سالهاي بعد ارائه دهد تا نسل آينده ببينند و بدانند آنچه را كه سالها پيش اتفاق افتاده واين رسالتي است بزرگ كه يك خبرنگار بايد بدان همت گمارد.
او مسؤوليت خود را خوب مي شناسد، ثبت تصوير ايثارها و فداكاريهاي شيران عرصه پيكار در برابر دشمن زبون، زنده نگه داشتن حماسه هاست و مي تواند به زندگي ملت در آينده طراوت ببخشد در عين حال كه در صف حسينيان حضور دارد وظيفه زينب گونه خود را به نحو احسن انجام مي دهدبايد خون سرخ رزمندگان را براي هميشه در تاريخ ثبت كند تا نشانه اي باشد از ايمان آنان كه اسماعيل وار گردن به حكم الله نهاده و زخم تيغ را به جان خريده و سرخي خون اوست كه بايد روحها را به آتش بكشد و يادگاري ابدي در تاريخ باشد. آري جنگي را كه كاظم عكاسي كرد با همه جنگها متفاوت بود. براستي چقدر در حفظ ارزشهاي دفاع مقدس تلاش كرده ايم و موفق بوده ايم؟
با نگاهي به عكسهاي اخوان مي توان دريافت، سري پرشور او را در تهيه عكسها ياري كرده با ايمان و علاقه به مهارت و تخصص رسيده و با جاودانه نمودن وقايع خاص جنگ مضامين، حماسه، جوشش خون رزمندگان، ايثارها، مرگ و اسارت دشمن، ويراني، آوارگي، بحرانها و… در آثارش متجلي شده اند. عكسها بيانگر عشقي سرشار است. نگاه او تنها نگاه يك عكاس نيست و به عنوان يك رزمنده ازمنظري متعالي مشاهده گر وقايع بود و همين نگاه به عكسهاي او خيره كنندگي خاصي بخشيده است. خاطره هاي جانبازي و ايثارگريها و شهامتهاي خود وي نيز همواره زبانزد همرزمانش بود، دوستانش او را رزمنده عكاس مي ناميدند.
يكي ازويژگيهاي عكاسي جنگ در مقايسه با فيلم مستند و سينمايي جنگي ثابت بودن آن است كه برخلاف فيلم در حركت نيست به همين دليل واقعيتها و لحظات مختلف نبرد را بهتر به ما منتقل مي كند. در نمايشگاه بزرگ عكس به مناسبت سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، كه درموزه هنرهاي معاصر برگزار مي شود و در آن
همچنين تعدادي از كارهايش در ويژه نامه منتشر شده توسط ستاد تبليغات جنگ در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ كه حاصل كار عكاسان حرفه اي جنگ بود چاپ مي گردد و در اين ميان يكي از عكسهاي استثنايي گرفته شده توسط او به عنوان طرح روي جلد آن انتخاب مي شود، اما اينكه چرا در طول بيست سال گذشته حداقل بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس از كارهاي ارزنده اين خبرنگار در بند استفاده نكرده است بازيافت اين پاسخ علاقه مندان آثار و ارزشهاي دوران دفاع مقدس را مكدر مي كند.
۱۶ خرداد ۱۳۶۱ رژيم صهيونستي دست به حمله گسترده هوايي و زميني و دريايي به لبنان مي زند و بيروت به محاصره در
مي آيد. كاظم تاب نمي آورد، زيرا حضور مداوم در جبهه از يك سو و تحت تعليمات فكري شهيد چمران قرار گرفتن از سوي
ديگر، از او عارفي سلحشور ساخته بود كه از خطرات راه نهراسد. از اين رو همراه هيئت ديپلماتيك، به جنوب لبنان مي رود تا از نگاه دوربين روايتگر تجاوزي ديگر به حريم اسلام و انسانيت باشد. اما اين سفر را بازگشتي نبود چرا كه او نيز يكي از چهار ديپلماتي بود كه در حين عزيمت به بيروت با اتومبيل سفارت، توسط فالانژها ربوده شدند.
عصر، عصر عجيبي است؛ عصر كامپيوتر، عصر ارتباطات، عصراطلاعات، عصر خميني، عصر رجعت دوباره انسان ...