وقتي به خردادماه مي‌رسيم اتفاقات ماندگار در صفحه تقويم انقلاب اسلامي براي ما تداعي مي‌شوند، از آزادسازي خرمشهر تا اعزام سراسري قواي محمد رسول‌الله(ص) براي مقابله با اسرائيل به سوريه و لبنان؛ مسئله‌اي كه ۲۱ خرداد ۶۱ را خيلي خاص كرده است. هفته قبل نيز مطلبي در اين مورد منتشر كرديم و وجود فرماندهي به نام احمد متوسليان و اسارت چهار ديپلمات ما در بيروت كه حاج احمد هم جزئي از اين چهار ديپلمات بود، باعث شد نگاهي عميق‌تر به مقوله اسارت اين عزيزان داشته باشيم. نكاتي كه اينجا مورد توجه است نحوه رسيدگي برخي از مسئولان به اين مسئله است كه امروز نيز تعدادي از آنها هنوز مسئول هستند و ادعاي خدمت به انقلاب را دارند. در آن مقطع به اعتراف و گفت‌وگويي كه با رزمندگان حاضر در اطلاعات و عمليات نيروهاي سپاه در سوريه و لبنان انجام گرفته، برخوردي غير‌معقول و غافل در قبال رسيدگي به پروژه حاج احمد و سه ديپلمات همراهش داشته‌اند، لذا به منظور دستيابي به تصويري روشن‌تر از چگونگي به اسارت در آمدن حاج احمد و همرزمانش به گفت‌وگويي با رسول رشيديان از نيروهاي اطلاعات و عمليات تيپ ۲۷ حضرت رسول(ص) پرداخته‌ايم كه تقديم حضورتان مي‌شود.

ضمن معرفي خودتان از نحوه ورود به تيپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) بگوييد.
رسول رشيديان متولد سال ۴۲ در تهران هستم. همان ابتداي تشكيل سپاه در سال ۵۸ وارد سپاه پاسداران شدم. در سال ۵۹ هم كه به صورت رسمي وارد جبهه‌هاي حق عليه باطل شدم. تحصيلاتم را در رشته مهندسي ژئولوژي در مقطع ليسانس و فوق‌ليسانس به پايان رساندم. حاج احمد تيپ را قبل از عمليات فتح‌المبين تشكيل داد اما من بعد از اين عمليات و درست قبل از عمليات الي‌بيت‌المقدس وارد تيپ حضرت رسول‌(ص) شدم. در واقع ارديبهشت ۶۱ عضو تيپ ۲۷ حضرت رسول (ص) شدم.

علت اعزام قواي محمد رسول الله (ص) به لبنان چه بود؟
قبل از آن بايد يادآور شوم در كشور ايران و تاريخچه آن اين موضوع به خوبي نمايان است كه افراد بزرگ هميشه توانسته‌اند تأثيرگذار باشند. حاج احمد متوسليان بود كه با درايت و مديريت فرماندهي توانست كاري كند كه ما هم در فتح‌المبين و هم در ساير رويارويي‌ها با دشمن، غالب و غافلگيركننده باشيم. او بود كه باعث مي‌شد هميشه در جنگ جلو باشيم، به همين علت و به خاطر پيروزي‌هايي كه توسط اين تيپ روي داده بود و بنا به مسائلي ديگر تيپ ۲۷ براي اعزام به لبنان انتخاب شد اما اينكه اصلاً چرا به سوريه اعزام شديم؟‌بايد بگويم بعد از عمليات الي‌بيت‌المقدس و پيروزي و آزادسازي خرمشهر و انعكاس در عرصه بين‌المللي، مستكبران به اجماع جهاني عليه انقلاب اسلامي رسيدند و تصميم گرفته شد كه اسرائيل به جنوب لبنان حمله كند، البته دلايل ديگري هم داشت، اما اين يكي از مهم‌ترين دلايل آن بود. در آن زمان ابتدا به حاج داوود كريمي پيشنهاد مي‌دهند كه سرپرستي نيروها را به عهده گيرد كه ايشان گفته بود يا حكم امام يا ملاقاتي براي من هماهنگ كنيد تا شخصاً در اين مورد با امام صحبت كنم اما اين اتفاق نيفتاده بود كه نماينده امام در سپاه با حاج احمد ملاقات مي‌كند. حاج احمد در جواب گفته بودند كه حكم امام كجاست؟ به او گفته بودند مگر من نماينده امام در سپاه نيستم. در نهايت حاج احمد قبول كرده بود اين كار را انجام دهد، يعني اعزام نيرو براي مقابله با صهيونيست‌ها و حركت به سمت لبنان. در آن مقطع ۹۰ نفر از شيعيان جنوب لبنان كه با تفكرات انقلاب اسلامي و اسلام انقلابي امام خميني (ره) آشنا بودند، كاملاً به اين درك و يقين رسيده بودند كه در مقابل اسرائيل به هيچ وجه نبايد كوتاه آمد، حدود ۹۰ روز در برابر آنها مقاومت كرده بودند، حتي در آن مقطع به اينها گفته بودند اسرائيلي‌ها فقط با فلسطيني‌ها كار دارند و با ما لبناني‌ها كاري ندارند اما به هر حال ايستاده بودند. به هر حال تصميم بر اعزام قواي محمد رسول(ص) گرفته شد.

گويا خود حاج احمد شخصاً به بچه‌ها اعلام حركت را داده بود؟
بله، حاج احمد بچه‌ها را در پادگان امام حسين (ع) جمع كرد و گفت اگر آنجا شهيد شويد جنازه‌هايتان هم برنمي‌گردد، حتي يادم است يكسري گفتند ما در مراحل بعدي مي‌آييم. به هر حال به لبنان رفتيم، يعني در واقع به سوريه رفتيم و در آنجا مستقر شديم. ابتدا رفتيم به سراياي دفاع و بعد از آن به زبداني منتقل شديم. در آنجا بوديم كه هيچ يك از كشورهاي منطقه براي ما يا بهتر بگويم براي مقابله با اسرائيل نيرو نفرستادند.
چندين بار هم يادم مي‌آيد درخواست مجوز عمليات خواستند كه از تهران اجازه عمليات نمي‌دادند. سوري‌ها هم پاي كار نمي‌آمدند. به هر حال حاج احمد آمد و خدمت امام رسيد. در آنجا بود كه امام به او گفته بود راه قدس از كربلا مي‌گذرد. او كه بعد از اين ديدار به سوريه آمد، تقريباً تمام صحبت‌هاي امام را براي نيروها گفت. قرار شد تعدادي در قالب تيپ برگردند و عده‌اي هم بمانند و هسته‌‌هاي گزينشي و آموزشي را تشكيل دهند. حاج احمد گفته بود در بين ۱۰۰ طلبه لبناني شيعه كه اعلام همكاري كرده بودند، گزينش انجام گيرد كه از گزينش سپاه پاسداران سخت‌تر باشد. از ميان آنها سيدعباس موسوي، شيخ‌راغب، سيد حسن‌نصرالله و... درآمدند. در آن ميان حاج احمد به بيروت رفت و قرار اين بود كه برگردد اما آن ماجراها به وقوع پيوست.

بعد از اسارت حاج احمد، شما كه در لبنان بوديد كاري براي آزادي او انجام داديد؟
بعد از اسارت، آقاي شمخاني به لبنان آمدند و جلسه‌اي هم برقرار شد، حتي در دوراني كه اين عزيزان اسير بودند ما در مقري در نزديكي رود ليتاني در دره بقاع مستقر بوديم كه علي‌اكبر هاشمي فرمانده گردان مالك و ابوالفضل سعيدي درمنطقه ذهله كه يك دسته فالانژ بودند اسير شدند، وقتي از جاي آنها باخبر شديم، حاج كاظم رستگار از طريق حزب امل به فالانژيست‌ها، اولتيماتوم داد كه اگر تا ۴۸ ساعت ديگر اينها را تحويل ندهند حمله مي‌كنيم.
كمتر از ۴۸ ساعت آنها را به «امل» دادند و وقتي كه آنها آزاد شدند، هاشمي گفت، شما به محض اينكه اولتيماتوم داديد آزادمان كردند. مي‌خواهم بگويم اگر پيگيري‌ها جدي‌تر مي‌شد امكان آزادي حاج احمد هم بود. يك هفته بعد حاج كاظم برگشت. از طرف ستاد مركزي آقاي كنعاني مسئوليت بچه‌ها را در آنجا به عهده گرفت. در آن مقطع بچه‌هاي حزب‌الله و ما مشتركاً به كار اطلاعات و شناسايي مشغول بوديم كه به اين نتيجه رسيديم كه جاي اسارت چهار ديپلمات پيدا شده است. يادم است كه بچه‌هاي حزب‌الله آمدند و گفتند اين بچه‌ها در سه نقطه اسير هستند. دو تا از آنها از يك نقطه و دو نفر ديگر در دو نقطه متفاوت. اسارت اينها برمي‌گشت به تير ماه و اين ماجرا براي شهريور است. با توجه به تجربه‌اي كه در مورد اين دو نفر در ذهله به دست آورديم، آقاي كنعاني را در جريان گذاشتيم و گفتيم كه ما به جاي اينها مطمئن هستيم، بگذاريد كاري صورت گيرد كه ايشان در جواب گفتند، اينها به شما ربطي ندارد. در صورتي كه ما در ذهله اين كار را انجام داده بوديم، بيروت خيلي راحت‌تر بود، اما آقاي كنعاني نگذاشت و فرمود كه به شما ربطي ندارد و برخورد كرد. بعد از اين ماجرا همه بچه‌هاي اطلاعات و عمليات تيپ را در مقرهاي مختلف پخش كردند و كم‌كم هم ما را برگرداندند.

به نظر شما از حيث موضع‌گيري‌هاي رسمي، دولتمردان يا ساير مسئولان توجه لازم را به اين موضوع داشتند؟

از سال ۶۱ تا سا ل۶۷ هيچ موضع رسمي درباره اين چهار نفر گرفته نشد تا اينكه آقاي هاشمي سال ۶۷ تازه از اين چهار نفر صحبت كرد. چكيده انجام دستورات حضرت امام توسط حاج احمد در لبنان نتيجه‌اش شد حزب‌الله لبنان و اينكه حاج احمد مي‌خواست هميشه بچه‌شيعه‌هايي اينجا باشند كه در برابر صهيونيست‌ها بايستند. اين امر محقق شد و شكر خدا ثمره و زحمات امثال حاج احمد‌ها را اكنون در پيروزي‌هاي حزب‌الله لبنان مي‌بينيم.

منبع:جوان انلاین