کاظم اخوان خبرنگار نبود؟!

۱۴تیرماه ۶۱ کاظم اخوان، عکاس و خبرنگاری که برای تهیه خبر از ظلم و ستم نیروهای رژیم صهیونیستی به مردم لبنان، عازم این کشور شده بود به همراه سه نفر دیگر در کمین نیروهای لبنانی وابسته به اسرائیل موسوم به فالانژ گرفتار شده و سی سال است که خبری از آنان نشده است.
پیگیری این ماجرا که طولانی ترین گروگان گیری قرن محسوب می شود در طی این سی سال تقریباً هیچ نتیجه ای نداشته است. از موردی که نمی توان چشم پوشید ضعف عملکرد نهادهای فرهنگی ذیربط در زنده نگاه داشتن یاد این عزیزان به ویژه کاظم اخوان به عنوان یک هنرمند بسیجی و شاخص می باشد .
سوال اساسی که باید از تمامی نهادهای فرهنگی کشور پرسید این است که چرا و چگونه یک هنرمند متعهد این مملکت را که جان خویش را برای اعتلای آرمان های والای این مرز و بوم در طبق اخلاص نهاده بود، به ورطه فراموشی سپرده اند و برای "رفع تکلیف " هر سال در سالگرد ربایش این چهار عزیز، شاید بیانیه ای بدهند و ربوده شدنش را محکوم کنند!
کرامت انسانی موضوعی است که در اسلام عزیز جایگاه والایی دارد و انقلاب شگوهمند اسلامی هم بر این نکته تأکید داشت، بلاشک کاظم اخوان به عنوان یک بسیجی هنرمند هم این کرامت را داراست و حق دارد که نهادهای مسوول کشورش به پاس خدماتی که به این نظام انجام داده است، تقدیر شایسته و درخور حقش شود و در حالی که زنده است مرده اش مپندارند اما افسوس که چنین نشده است .
سوگمندانه باید گفت کسانی که وظیفه ی قانونی و شرعی آنان ایجاب می کند تا امثال اخوان را بزرگ دارند، در این وظیفه کوتاهی می کنند. اخوان خبرنگاری بوده است که در راه انجام وظیفه ۳۰ سال است اثری از او نیست آیا به جا نبوده که در طی این سال های متمادی یک بار به عنوان خبرنگار نمونه و اسوه از او تقدیر شود؟!
حقیقت این است که ما ارزش ارزشمندان خودمان را نمی دانیم ، شاید روزی که خدای ناکرده خبر شهادت کاظم اخوان به ما رسد نهادهای مختلف به فکر معرفی و بزرگداشت او بیفتند اما آن روز قطعاً دیر است و انگشت حسرت به دندان گزیدن فایده ای ندارد بنابراین تا دیر نشده است باید کاری کرد و عَلَمی که بر زمین افتاده را بر دوش گرفت...
دریافت پوستر
عصر، عصر عجيبي است؛ عصر كامپيوتر، عصر ارتباطات، عصراطلاعات، عصر خميني، عصر رجعت دوباره انسان ...